چون عاقبت کار جهان نیستی است / انگار که نیستی چو هستی خوش باش

 یک چند به کودکی باستاد شدیم

یک چند ز استادی ِ خود شاد شدیم

پایان سخن شنو که ما را چه رسید

از خاک در آمدیم و بر باد شدیم

سرمست به میخانه گذر کردم دوش

پیری دیدم مست و سبوئی بر دوش

گفتم ز خدا شرم نداری ای پیر ؟

گفتا کرم از خداست ، می نوش خموش

قومی متفکرند اندر ره ِ دین

قومی متحیرند در رشک و یقین

می ترسم از آنکه بانگ آید  ز کمین

کای بیخبران راه نه آنست ، نه این

خیام

با تو به خرابات اگر گویم راز

به زان که به محراب کنم راز و نیاز

ای اول و ای آخر خلق ، آن همه تو

خواهی تو مرا بسوز و خواهی بنواز

اسرار ازل  را نه  تو دانی و نه  من

وین حل معما نه تو دانی و نه من

هست از پس پرده گفتگوی من و تو

چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من

آنروز که توسن فلک زین کردند

و آرایش مشتری و پروین کردند

این بود نصیب ما ز دیوان قضا

ما را چه گنه ، قسمت ِ ما این کردند

خیام

منبع

تاریخ ارسال : ۳۱ شهریور ۱۳۹۰ | طبقه بندی : کلام بزرگان  
برچسب ها : , , , ,

۷ نظر به دو بیتی های زیبا، پرمعنی و معروف از خیام نیشابوری

comment rss - Trackback

  1. فرزانه سیمرد می‌گه:

    به به

  2. امیر می‌گه:

    لذت بردیم.مرسیییی

  3. mahshid می‌گه:

    ممنون خیلی عالی بود.

  4. سها اجرلو می‌گه:

    زیبا بود

  5. azimrahmani می‌گه:

    مرسی ممنون

  6. دیان پدرام می‌گه:

    مرسی خیلی خوب بود

» ارسال نظرات

کلیه حقوق این سایت ، متعلق به سایت کلمن می باشد و استفاده از مطالب با ذکر نام منبع و درج لینک بلامانع است .